تا رهایی

تا رهایی ➲ [Read] ➭ تا رهایی By حمید مصدق ➽ – Heartforum.co.uk Best ePub, تا رهایی By حمید مصدق This is very good and becomes the main topic to read, the readers are very takjup and always take inspiration from the contents of the book تا رها Best ePub, تا رهاییBy حمید مصدق This is very good and becomes the main topic to read, the readers are very takjup and always تا رهایی PDF \ take inspiration from the contents of the book تا رهایی , essay by حمید مصدق Is now on our website and you can download it by register what are you waiting for? Please read and make a refission for you.

.

تا رهایی  PDF É تا رهایی  PDF \
    Import EPUB to the Program Import EPUB on our website and you can download it by register what are you waiting for? Please read and make a refission for you."/>
  • Hardcover
  • 533 pages
  • تا رهایی
  • حمید مصدق
  • Persian
  • 09 September 2017

10 thoughts on “تا رهایی

  1. Narjes Shabani says:

    گاه می انديشم،
    خبر مرگ مرا با تو چه کس می گويد؟
    آن زمان که خبر مرگ مرا
    از کسی می شنوی، روی تو را
    کاشکی می ديدم.
    شانه بالا زدنت را،
    _بی قيد_
    و تکان دادن دستت که،
    _ مهم نيست زياد_
    و تکان دادن سر را که ،
    _ عجيب!
    عاقبت مرد؟
    _افسوس!
    _ کاشکی می ديدم!

  2. Javad says:

    وای ، باران
    باران ؛
    شیشه ی پنجره را باران شست
    از دل من اما
    چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
    آسمان سربی رنگ
    من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
    می پرد مرغ نگاهم تا دور
    وای ، باران
    باران ؛
    پر مرغان نگاهم را شست

  3. Maryam Shahriari says:

    تو اگر باز کنی پنجره را
    من نشان خواهم داد
    به تو زیبایی را
    ...

    باز کن پنجره را

  4. Ahmad Sharabiani says:

    من اما دیگر از هر خواب بیزارم
    حمید مصدق

  5. pooriya says:

    به چشمهای نجیبش،
    که آفتاب صداقت
    و دستهای سپیدش،
    که بازتاب رفاقت
    و نرمخند لبانش نگاه می کردم
    و گاه گاه
    تمام صورت او را
    صعود دود ز سیگار من کِدر می کرد
    و من
    به آفتاب پسِ ابر خیره می گشتم
    و فکر می کردم
    در آن دقیقه که با من
    نه تاب گفتن و
    نه طاقت نگفتن بود
    و رنج من همه از درد خود نهفتن بود
    ...

  6. hima saki says:

    تو به من خنديدي و نميدانستي
    من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
    باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد
    غضب الود به من كرد نگاه
    سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
    و تو رفتي و هنوز
    سالهاست كه در گوش من ارام ارام
    خش خش گام تو تكرار كنان
    ميدهد ازارم
    و من انديشه كنان غرق اين پندارم
    كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت

  7. Arezoo says:

    من ندانم که کیم.....
    من فقط میدانم.....
    که تویی......
    شاه بیت غزل زندگیم

  8. Javad Khodadadi says:

    مجموعه اشعار حمید مصدق آنقدر زیبا و دلنشین هست که کسی که به شعر علاقه ای هم نداشته باشه رو به خودش جذب می‌کنه.
    این کتاب رو اولین بار استاد ادبیات فارسیم معرفی کرد. با اینکه علاقه‌ای به شعر نداشتم ولی مجذوب تک تک شعرهاش شدم

  9. MahtaBi KhaNooM says:

    شيشه پنجره را باران شست...از دل من اما چه كسي نقش تو را خواهد شست؟!

  10. Behi says:

    اندکی صبر سحر نزدیک است...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *